برندسازی مکانها با قدرت گردشگری تجربهمحور
وقتی صحبت از برندسازی مکانها به میان میآید، اغلب ذهنها به سمت طراحی لوگو، ساخت شعار تبلیغاتی یا تولید کمپینهای بازاریابی میرود. اما مقالهای با عنوان Branding Places through Experiential Tourism که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، نشان میدهد برند یک مقصد تنها با طراحیهای گرافیکی ساخته نمیشود؛ بلکه این تجربههای گردشگری هستند که هویت واقعی یک مکان را شکل میدهند.
تجربه؛ قلب تپنده برند مقصد
این پژوهش که در مناطق مختلف یونان انجام شده، نشان میدهد گردشگر امروزی بیش از هر چیز به دنبال تجربهای است که اصیل، متفاوت و بهیادماندنی باشد. او میخواهد در کارگاه سفالگری سنتی شرکت کند، در تاکستانهای محلی قدم بزند، غذاهای خانگی بچشد و با مردم بومی تعامل واقعی داشته باشد. همین تجربههاست که به او حس میدهد بخشی از فرهنگ مقصد را زندگی کرده است.
وقتی این تجربهها بهخوبی طراحی و مدیریت شوند، برند مقصد بهطور طبیعی در ذهن گردشگر ساخته میشود. این برند نهتنها باعث بازگشت دوباره او میشود، بلکه باعث میگردد مقصد را به دیگران هم توصیه کند. به بیان ساده، بهترین تبلیغ برای یک مکان، خاطرهای است که گردشگر با خود میبرد.
تأثیر گردشگری تجربهمحور بر اقتصاد بومی
یکی از نکات کلیدی مقاله این است که برندسازی از طریق تجربه، اقتصاد بومی را نیز تقویت میکند. وقتی گردشگر برای خرید صنایع دستی هزینه میکند یا در اقامتگاههای بومگردی میماند، پول مستقیم وارد جیب مردم محلی میشود. این جریان مالی موجب ایجاد فرصتهای شغلی، افزایش درآمد خانوارها و حتی حفظ سنتها و آیینهای محلی میشود.
به عنوان مثال، کارگاههای آشپزی سنتی در یونان که به گردشگران آموزش میدهند چگونه غذاهای محلی تهیه کنند، هم تجربهای اصیل برای مسافران فراهم میکنند و هم به رونق کشاورزی و صنایع غذایی محلی کمک میکنند. این همافزایی میان تجربه گردشگر و اقتصاد محلی، همان چیزی است که پژوهشگران آن را زنجیره ارزش گردشگری تجربهمحور مینامند.
برندسازی مکان با اصالت فرهنگی
مقاله نشان میدهد که یکی از تفاوتهای اصلی گردشگری تجربهمحور با سایر اشکال گردشگری، تکیه بر اصالت فرهنگی است. برند مقصد زمانی قدرت پیدا میکند که با واقعیتهای زندگی مردم محلی همخوانی داشته باشد. برندسازی مصنوعی یا بیشازحد تجاریشده ممکن است در کوتاهمدت جذابیت ایجاد کند، اما در بلندمدت اعتماد گردشگران را از بین میبرد.
در مقابل، برندهایی که بر مبنای فرهنگ واقعی، طبیعت بکر و روایتهای اصیل ساخته میشوند، پایدارتر و ماندگارتر هستند. برای همین مقاله تأکید دارد که برندینگ مقصد باید از دل جامعه محلی بجوشد، نه اینکه از بیرون تحمیل شود.
چالشها و نیاز به آموزش
البته مقاله به چالشهایی هم اشاره میکند. بسیاری از کسبوکارهای محلی هرچند تجربههای ارزشمندی خلق میکنند، اما در بازاریابی، مدیریت مشتری و استفاده از ابزارهای دیجیتال ضعف دارند. همین موضوع مانع میشود که تجربههای منحصربهفرد آنها در سطح جهانی شناخته شود.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند که دولتها و نهادهای توسعه گردشگری باید به آموزش و توانمندسازی این کسبوکارها توجه ویژه کنند. حضور در شبکههای اجتماعی، ایجاد پلتفرمهای آنلاین برای معرفی تجربهها و طراحی بستههای ترکیبی گردشگری، از جمله اقداماتی است که میتواند به معرفی بهتر برند مقصد کمک کند.
آینده برندسازی مکانها از مسیر تجربه
نتیجه این مقاله روشن است: در دنیایی که گردشگران به دنبال معنا و اصالت هستند، برند یک مقصد بیش از هر چیز در گرو تجربههایی است که ارائه میدهد. برندسازی مکانها از طریق گردشگری تجربهمحور نهتنها به رشد اقتصاد بومی کمک میکند، بلکه پیوندی عاطفی و عمیق میان گردشگر و مقصد ایجاد میکند.
در آینده، مقاصدی موفقتر خواهند بود که بهجای تمرکز بر تبلیغات پرهزینه، روی خلق تجربههای انسانی، اصیل و بهیادماندنی سرمایهگذاری کنند. چنین مقاصدی نهتنها برند قویتری خواهند داشت، بلکه در مسیر گردشگری پایدار و توسعه اقتصادی محلی نیز پیشگام خواهند بود.